خرید بک لینک

گاهی وقت ها ما فراموش می کنیم که من یک انسانم که ارزشم خیلی فرا تر از این هاست . وبد تر از اون این که به حکمت و قدرت خدا شک می کنیم . نمی دو نم این چه خدایی که ما قبولش داریم وبهش ایمان داریم که قدرت داره وحکمتم داره و پول به من نداده ؟ یا این که به قدرتش شک داریم یا این که به حکمتش !!!! در کل ما به خدا مون اعتماد نداریم ! لقد خلقنا الانسانه فی الکبد اعتماد نداریم که بهش فکر نمی کنیم ؟ اعتماد نداریم که خودمونو در گیرچیزی می کنیم که ارزش انسانیتمونو پایین بیاره . در روز چه قدر به خدا فکر می کنیم ؟ اصلا خدا کیه . خدا فقط یه بهانه ای هس برای ریا کردن . برای لحظه هایی که که کم میاریم بگیم خدا کریمه . با خودون که می تونیم روراست باشیم . تو کجایه قرآن گفته تلاش کنید و دنیا خودتونو بسازید ؟ اصلا آخرتی وجود دارد ؟ چه قدر ایمان داریم به آخرت ؟ وقتی که فکرمان را درگیر ساختن دنیامون می کنیم کجا یه این دنیا خداست ؟ هیچ وقت این لحظه تکرار نخواهد شد . هیچ وقت جوانی باز نخواهد گشت . یه روزی من بچه بودم آرزو می کردم زود تری بزرگ شم تا فکرم رشد کند وقدم رشد کتد قدرتمند تر بشم . و روز به روز برزگ تر شدم وقدرتمند تر و لی اون روز آقایه جاویدیان بازو ها مو فشار داد و یه ضربه زد به پشتم و گف به این هیکلت نمی خونه قهرمان کشوری داشته باشی . آره راس می گه آخه سن که از بیس گذشت دیگه بزرگ نمی شم دیگه قدرتمند تر نمی شم دیگه فکرم رشد نمی کنه . از بیست که گذشتم پیر می شم . قدرتم تحلیل می ره . رشد فکرم متوقف می شه . بوعلی سینا که تا کنون از نظریات علمیاش تا کنون کسی پیدا نکردم که نقدی داشته باشه . (با این همه نبوغ واستعداد ) میگه من هر چی دارم ماله دوران زیر بیست سالگیم بود از آن به بعد فقط پخته تر شدم . ما انسانیم . فرق ما با حیوانات تفکر ماست و فرق ما با فرشتگان شهوت ما . حال وقتی تفکر مان محدود به دنیا کنیم که دنیامونو بسازیم که هنر نکردیم آخه حیوانات از ما موفق تر اند . هنوزم هم انسان برای زندگی بهتر از حیوان ها کمک می گیرد . زندگی اجتماعی که زنبور دارد کامل ترین و شگفت انگیز ترین زندگی است که بهتر از آن نمی تواند باشد . وفرق ما با فرشتگان در شهوت ماست . حال که ما شهوت پول و دنیا ما را فرا بگیرد این چه انسانیتی است که ما داریم ؟ دنیا عوض شده قبول دارم . دنیا پیشرفته تر شده زندگی ساده تر شده . انسان در جستو جوی براوردن نیازهایش علمش گسترش یافته و لی من که نامم انسان است از کجا می دانم به چه چیز نیاز دارم به چه چیز ندارم ؟ آیا دنیا پیشرفته تر شده انسانیت ما بیشتر شده ؟ پس من از انسان هزار و چهارصد پونصد ساله پیش انسان تر هستم ؟ چون اون موقع این پیشرفت وجود نداشته !

همه یه این فرضیات مبتنی بر این است فرضن تمام حرف هایی که می شود و تمام فرضیاتی که نت وورک می گوید صادقانه باشد و درست از آب در آید و لی در کل چند سوال کلی در باره ماهیت نتورک دارم که بی پاسخ مانده اند ولی موارد بالا برای رد نت ورک کفایت می کند . سوالاتی ماننده:

ما در اقتصاد قانونی داریم که می گوید نیرویه کار تنها تا اندازه ای منجر به صود می شود . از یه جایی به بعد منجر می شود صود دهی ضریب منفی پیدا کند .

در نت وورک افراد بی رویه درحال افزایش اند در حالی که اقتصاد می گوید این منجر بازدهی منفی می شود .

اگر نت وورک پنجاه سال سال است که این قانون vا نقض می کندو قانون بهتری دارد پس چرا هنوز این قانون در دانشگاه ها تدریس می شود . و در کتاب های اقتصاد تجدید چاپ می شود ؟

براساس کدام پژوهش ومقاله علمی نتوورک برنامه ریزی می کند . و فعالیت دارد؟

محصولات آن چرا تنوع ندارند .؟

شرکت های ه تجاری و... امروزه با بهره گیری از علم جلو می روند و اطلاعات و ارتباطات و از جدید ترین فن آوری ها استفاده می کنند . با وجود قدمت پنجاه ساله نت ورک محال است که شرکت هایه تولیدی بی خبر باشند پس چرا شرکت های تولیدی تقاضا نمی کنند تا محصولاتشان به صورت شبکه ای بفروش برسد ؟ و تنوع محصولات بیشتر باشد ..

فرض بر این که نت وورک یک شیوه یه کاملا حساب شده و منطقی پخش باشد و لی این سوال بی پاسخ می ماند که نیروی پخش گسترش می آبد ولی چه چیز پخش شود همین چند قلم جنس انگشت شمار؟

نتوورک با چند شرکت تولیدی کار میکند ؟

تا کنون بیش از صد هزار بازار یاب ثبت خرید کرده اند و باز این طی کوتاه ترین زمان به صورت تصاعدی گسترش میابد ولی تولیدات محصول چه ؟

همون کارگران شرکت تولید کننده نمیزنه به سرشون بخواهند بازار یاب شوند .؟ پس کی محصول تولید کنه ؟

وقتی دوسوم نه نصف جمعیت ماهی صد میلیون درآمد داشته باشند ، که کدوم آدمه احمقی حاضره تنش رو به کار بده و کار کنه ؟ پس نصف جمعیت جزو جمعیت بیکار وغیر فعال می شوند . در نتیجه چه بر سر جامعه خواهد آمد ؟

در ثانی چرا این همه حرفایه روانشناسانه می زنن چرا کسی به من اجازه تحقیق وفکر کردن نمیده ؟ چرا اینقدر عجله دارند که سریع ثبت خرید بزنم . ؟ چرا یه تبلیغ کوچولو تو تلوزیون نمی کنن به جایه این که این همه وقتشونو صرف توضیح دادن و مشاوره کنن ؟ اونایی که خوب بلدند ساعت کاری را حساب کنند که خیلی به نفعشون می شه با یه تبلیغ همه گیر بشه مگه چه قدر یه کوچولو تبلیغ هزینه داره ؟ در عوضش از ساعتی که صرف مشاوره می کنن و مخ می زنن ،کم تر می شه .

بعلاوه یه جوری صحبت می کنند که ما تورم را کاهش میدهیم و نتوورک مشکلات اقتصادی را کم می کند و... که انگار نتوورک پیغبره و معجزه می کنه . مشکله ما فقط مشکله توزیع نیست ما تو تولید مشکل داریم تو مواد اولیه مشکل داریم تو مصرف هم مشکل بی فرهنگی داریم . در ثانی آمار نشون داده که در آینده با پیری جمعیت مواجعه هستیم یعنی جمعیت فعال ما کم می شود از طرفی این نتوورکی ها هم که همه جوانان را جذب می کند . پس این وسط کی کار کنه ؟ کی تولید کنه ؟

من از سیاست چیزی نمی دونم که بگم حتمن این کاره دشمنه که می خواد جمعیت جوان را تخریب کنه ولی بر اساس این مجهولات احتماله همین هم می تونه باشه .

بیشتر از این وقت ندارم تو ضیح بیشتر بدم شرمنده چون هفته بعد از عید هم باید کار تحقیقی تحویل بدم و هنوز یه قدمم برنداشتم هم تو همون هفته چندتا میانترم امنتحان دارم هم باید برم سره کارم که خیلی دوسش دارم . ریه هام عفونت می کنه ولی عوضش یه کار مفید انجام میدم وخیالم راحته و موقعی که دارم کار می کنم فرم آزاده و می تونم موسیقی گوش بم می تونم به هرچی که دوس دارم فکر کنم ولی نتورک لذت تو لذه زندگی کردن رو ازم می گیره . رضایت خدا رو با نارضایتی والدینم حتی برایه یه ثانیه هم از دس نمی دم .با لا ترین درجه بهشت همینه رضایت خدا . نه مزدا تیری .

جمله آخر ، آیا نتوورک قدرتش از خدا بالا تر است که می تواند زندگی ما را متحول کند ؟ می توان پولی به ما بدهد که خدا نتوانسته بده ؟(برگرد وجمله اول که زیرش نوشته ادامه مطلب و یه باره دیگه بخون . در ضمن اگر دوس داشتی وصییت نامه علی شریعتی رو تو قسمت حرفایه علی جونم اگه وقت کردید بخونید .

منابع :جامعه شناسی نوشته آنتونی گیدنز ترجمه حسن چاوشیان

نظریه ها یه جامعه شناسی ترجمه محسن ثلاثی

سایت رسمی ثبت احوال

مبانی جمعیت شناسی

کلیات علم اقتصاد

بررسی مساعل اجتماعی ایران در دوران معاصر

سلسله سخنراتنی هایه اسلام شناسی دکتر علی شریعتی

و... .

تا حرف از دنیا می شه نمی دونم یه جوری دلم می گیره که انگار ... ولش کن . بذاربگم چه قدر درد ناکه دلتنگی و دردناک تر جدا شدن و ناامید به حتی یک لحظه برگشت . وباز درد ناک تر این که معشوقه خواهد مرد وتوخواهی مرد . حس بدیه . از این دردناک تر نیست . دنیا همونیه اسمش مریمه یا فاطمه و... خوب حالا ... درنیا هرچیزی برای عاشق شدن دارد اما ... اما... تمام آنها فناشدنی انگا فقط همین لحظه داریشون وفردا این لحظه ی به نظر دلنشین هم حذف می شود از قلبم .وچه آتشین وار درد دارد این حقیقت که مریم ماندنی نیست . لحظه های با مریم یا با فاطمه بودن می رود . همین که گاهی مریم فاطمه ای که شکی درعاشقانه بودنش نیس میگیرد به معنایه همون فراموشیست . هوس .. هوس فاطمه یا که مریم . هوس لحظه های شیرین با معشوق بودن تنها هوس است . عین برف

نام همسرم : زندگی

زنم زندگیمه .

نفسم مهریه یه اوست .

از همان روز اول به اجرا گذاشت .

قسط بندی کرده هرشب جرعه ای می ستاند .

بچه هم از او دارم .

کودکانی بسیار .

همین نوشته هایم بچه هایم اند .

می خواهم طلاق بگیرم اما نمی توانم /

زندگی با جارویه دسته کلفتش کتکم میزند .

الانم فقط یه دوس دختر دارم باهاش درد دل می کنم . می شناسیش . آره دوس دخترمو تو می شناسی که آدرس وبمو بهت دادم . پاییت تر معرفیش کردم . اهل همین جاست . خوب نگا کنی میبینیش .

امابقیش خصوصین بماند ..... .

فقط اونی که دیونشم بخونه .

من دیونشم آخه بدجور فضوله . واسه همینه که دیونشم .

.

.

.

نیا پایین . اجازه نداری؟ قول بده با جنبه باشی وبه دل نگری ودختره یا پسره خوبی باشی اونوقت اشکال نداره برو پایین .

بابا من که کسی رو ندارم که بخوام باش حرف خصوصی بزنم....

به قوله یه دونه مریمه خودم . بی خیال شو تواین جامعه ما نمی شه .

حالا بماند چی نمی شه ..

مریمه خودم .....خنده داره ...

همینه دیگه

بی خیال بابا فقط الکی بخند....برو. بقیه وبو بخون . علی الخصوص وصیت نامه یه علی شریعتی توقسمته حرفایه علی جونم

خیلی پستی دنیا! آهایی دنیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دنیاااااااااااااااااااااااا کیر خر تو کست دنیا که گاییدی منو اونی که خودش میدونه ای وجود نداره . بذار امروز را همون جور که داغون شدم رو بگم . آره این ابراهیمی که بیست و یک ساله داره روسپی گری میکنه . تنها مشتریشم . دنیاست . روز به روز نرخش ارزون تر می شه . روز به روز پیر تر می شم و داغون تر . لاشی تر . خراب تر . همین ابراهیمی که میونه آدما میخنده . با این دوس دخترش که تنها می شه فقط گریه می کنه . با جوهرش فقط می باره رو یه صفحه یه دلتنگی . گاهی اوقات گریه می کنم و لبمو می زارم رویه چونه دوس دخترم و بااشکام خیسش می کنم تا نتونم حرف بزنم . تا نگم دردا رو ومثه بغذ همه رو قورت بدم . آره یه دونه دوس دختره همیشگی وفلک زده ی من . تنها کسی که جور درد دلهایه منو تنهایی به جون میخرید . منظورم قلممه . بهش می گم دوس . دوست واقعی . یعنی تنها دوست واقعی . دوستی که جایگزین تریاک شد برایه زخم هایم .... دوستی که هم دم شد به جایه کس کشی هایم ......... دوستی که محرم شد با سینه ام ............ دوستی که اگر نمی بود شاید می مردم ........ بهش می گم دختر . چون همه چیش شبیه دختراست . لطافطش ضرافتش باحال بودنش صمیمیتش احساساتی بودنش . عذر می خوام ولی بهش میگم دوس دختر . چون بهم پا هم میده ..... عین همه یه دخترا یه خوب .(خیلی معذرت می خوام که اینقدر فاش می گم . دلم خیلی پره که زبونم تند شده . ) گاهی اوقات لبمو می ذارم رو لبش و بادستم کمرشو می گیرم و گریه می کنم و باهاش حرف می زنم و نمی ذارم بنویسه . حرفایی که کاغذ طاقط نمی آره . گفته بودم یه دونه مریمه خودم ............ اینو چن ماهه پیش نوشتم /ولی الان ..... امروز بعد از چندروز عفونت چشمم خوب شده بود و یه جورایی می تونستم ببینیم . تو پایانه یه نمازی وقتی از بیمارستان خلیلی بر می گشتم . به نظرم مریمو دیدم . چشمامو مالیدم ....... آره خودش بود ولی من چشمم هنوز خوبه خوب نمی دید . ولی چشمم درس نمی بینه . دلم که اشتباه نمی کنه . مریم ....... عاشقی که نبود . ولی بذار به همه بگم . بذار لو بدم نامردی هایه دنیارو .... . مریم................... . هههههههههههه آیی دنیا دنیا هیچ وقت کوچکترین برنامه ریزی برایه ازدواج نکردم . حتی زندگیمواون جوری جهت میدادم که اگرم می خواستم ازدواج کنم . . نتونم . کوچک ترین سرمایه گذاری برایه ازدواج نکردم هرچی پول در میاوردم فوری خرج می کردم . که مبادا جم شه . که مبادا عمرم بگذره و خرجش نکنم . اکه می خواستم الان دوتام بچه داشتم ولی هیچ وقت نخواستم . تا اینه که این جناب سرو کلش پیداشد(مریمومیگم) . میگم دنیا نامرده ها .... حسودیش شد ..... . به این که دیگه نمیخوام بهش پابدم . به اینکه دیگه از روسپیگری توبه کردم . دنیا بهم حسودی کرد . نامرد دنیا نقطه ضعفمم میدونه. میدونه که من هیچ وقت عاشقه چشم وابرو هیچ وقت نمی شم . میدونه که .... اولی بار که مریمو دیدم تازه ترم دو بودم . الان ترم پنجمم . لابد می پرسی مریم اصلا کیه ؟ مریم یه دختریه خیلی خیلی بامعرفت . خیلی خیلی باهوش . وفوقالعاده تیز و زرنگ . دقیقن برعکس خودم . یه دختره خیلی خیلی باحال دوس داشتنی . البته نه فقط برایه پسرا دوس داشتنی !!!! مریمو همه دوسش داشتن . همه . بجز بعضی از آقاپسرایه کس کش . آخه مریم پا نمیداد .(برخلافه دخترایه دیگه ) خوش تیپ و خوشکل . (البته اینا برام مهم نیس به خدا راس می گم . برام این مهم بود که همیشه سرشار از انرژی بود . محاله ممکن بود یکی اونو بشناسه و دوسش نداشته باشه . سره کلاس خوانوم جوانمردی تا مریم نمیومد اصلا درس نمی داد وکسی هم درس گوش نمی داد . وقتی هم میو مد سرگرم خوش ووش کردن با همه بود!!!!!! خانوم جوانمردیم بنده خدا ... . هی میگف گوش بده . آخه با مریم بودن خیلی حال داشت . همه باهاش خوب یودن و دوسش داشتن .

اونقدر دلم میخواس دختر بودم و میتونستم به راحتی دوستش بشم . ومجبور نشم اینجوری التماسش کنم که

آدرسه خونشونو بهم بده . یا شماره یه بابا شو ..... .

یادش بخیر وقتی باهاش گرمه تعریف میشدم . زمان ازدستمون در می رفت .

نامرد .گاهی اوقات سر به سرهم می زاشتیم واون از پسرایه دورو ورش تعریف می کرد و منم از دخترایه دورورم و حرسه همو در میاوروردیم .

ولی اون همهیشه بهم تاکید می کرد . ابراهیم کوتا بیا . من نمی خوام شوهر کنم . گفتم غلط کردی مگه دسته خودته . تمومه زندگیمو بهم ریختی . برنامه هامو . درسمو .....

خوب دیگه بماند خیلی حرفا یاد ها خاطره ها و..... . ولی واقعا دوسش داشتم . مدته زیاده ولی زیاد باهم نبودیم . ارتباطی نداشتیم که بگم عاشقش شدم . فقط درحده درخواست بود . اونم حقه انتخواب داره دیگه . به خدا خودشم میدونه اگه یه کلام میگفت من یکی دیگه رو میخوام انتخواب کنم من فراموشش می کردم و حتی فکرم بهش نمی کردم . ولی اون اون گفت اصلا تصمیم داره مجرد بمونه . منم گفتم خره نمی دونه که تو مجردی هیچی نیست . بذار برم بادسته گل خونشون ببینیم چی میگه . ولی اون حتی راضی نمیشد بیام خواستگاری . چرا شو نمی دونم . آخرین بار ماه رمضونی بود رفتم دیدمش رفتم که ببینیم حرفه حسابش چیه . حرفه آخرشو بگه بهم . ولی مثله همیشه اونقدر سرگرم تعریف و دروغ و ...شدیم که یه لحظه خبر شدیم که کلی دیر شده و فرستی نمونده . ولی اون روز یه چیزی گفت که خندم گرفت . گفت من ازدواج نمی کنم چون پسری که می خوام پیدانمی شه . آخه آدم که یه بار بیشتر ازدواج نمی کنه .؟ باید خدا تومن خرج عروسی بشه . ازشیرازم اصلا بیرون نمیام . قیمت خونه هم تو شیراز که از نه نه یه ملانصرالدین کمتره . نمی دونم ولی من خندیدم و گفتم بچه هس یچی گفته . بذار بگذره درستش می کنم . ولی اون نامرد سیمشو عوض کرد و دیگم پ نداد که نداد که نداد . تا این که امروز تو پایا ه نمازی دیدمش و خواستم برم جلو ولی یادم اومد که دنیا نامرده یادم اومد که یه من حقه دوس داشتن ندارم یا دم اومد که هنوز روسپی هستم و باید پابه دنیا بدم . و وقتم صرفه کیره دنیا بشه یادم اومد که من هیچی نیستم یادم اومد که من فرزنده آدم نیستم . یادم اومد که اگرچه هابیل باشم ولی لوذا خیلی خوشکله .(همسره هابیل که بود که قابیل واسه این که خدا لوذا رو نداده به قابیل حسودی کرد .) باید بیفته زیر کیره کس کشه داداشم قابیل . یادم اومد که دنیا به من یکی وفا نمی کنه . یادم اومد که من نمی تونم کس کش بشم . یاد اومد که به قوله دکتر کیا نه من دزد بودم نه بابام . یادم اومد که طلا گرمی .... یادم اومد که زمین تو شیراز متری..... یادم اومد که مای بیبی بسته ای....... یادم اومد که بنزین لیتری..... یادم اومد که بوسیدن در تاریکی لذت نداره . برق گرونه یادم اومد که اون روز که من به حرفایه جدیه مریم خندیدم مریم همون جا منو فراموش کرده . یادم اومد خیلی چیزارو . سرو انداختم پایین و رفتم .... تو ای ان یعنی چی ؟ آرمینو گوش دادم . باصدایه بلنده هدفون ................. با همه یه اینا باز قربونش برم مریم واسم خیلی خوب شد . آخه مجبور شدم یه کاره خوب پیداکردم و دیگه درس واسم شده مثه یه تفریح و مجبور نیستم بترسم معدلم دوازدهس مجبور نیستم دنباله پارتی بگردم مجبور نیستم ریش ول کنم مجبور نیستم بدونم کفنه میت چن تیکست . تواین چن مدت کوتاه یاده مریمم واسم خوب بود و باعث شد دیگه دختر بازی نکنم . خوب شد دیگه به دخترا به چشم دختر نگا نمی کنم . به چشمه آدم نگا می کنم . همنجوری که به استادم تو دانشگاه نگاه می کنم به دخترا هم همونجوری نگاه می کنم . برام مهم نیس خوشتیپ باشن . خوشکل و.... یاد گرفتم به جایه این که مثله احمق ها سرمو به امید تقوا پایین بندازم بهشون نگاه کنم ولی مثله آدم . نه عروسکه خوشکل وبی محتوا تقوایی دوری جستن وارتباط نداشتن نیست . تقوا نگاه نکردن وندیدن نیست . حتی اگه بی حجاب باشه ! تقوا یعنی درست نگاه کردن یعنی دل نگاه داشتن . و دیدن . یعنی نگاه کردن وتجربه کردن ولی غیرت داشتن . اینارو از یاد مریم یاد گرفتم . آخه یه دختره تیکه میدیدم _(خوب منم پسرم دیگه ....... ماده که نیستم !!) یاده مریم باعث میشد خوش غیرت بشم . ودرست نکاه کنم . البته اینارو از نگاه خودش به پسرا یاد گرفتما ..... بله دیگه مریمه من یه همچنین آدمی بود که منو آدم کرد ...... . ما چی از دنیا می دونیم . ؟ خدارو می شناسیم ؟ نه والله خدایی رو که دم از پرستشش می زنیم نمی شناسیم . می شه با تو هم نفس ستاره باشم . با تو همسفر تا مرزه قصه باشم . بی تو این گلایه ها چه بیشماره شب وروز برایه من فرقی نداره تمام قصه هامو از تو دارم بهترین .....از تو دارم تو این شبایه خالی از ستاره .....از تو دارم . مریم مریم مریم مریم مرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم . کجایی خدایه خوبم . مریم کی بود . من کیم . تو چه می کنی بامن این جا کجاست ؟ دیوونه شدم . رمان مینویسم . زده به سرم . بغذم پره . دلم گرفته . چشمام به شستشو نیاز دارن..... . زندگی یعنی چی . به خدا زندگی به زنده بودن م بستگی داره ونه به چیزه دیگه ی. دقیقا عینه مبارزه یه رزمی است . قشنگ باید مبارزه کرد . باید چم ها رو باز کرد یعنی حریف را درک کنی . باید از زندگی لذت ببری از مبارزه باید لذت ببری . باید برقصی . رقصه پا خیلی مهمه . علی الخصوص برایه زدن مشت ها .

آخه یکی نیس بگه بی شعور احمق

دنیا جایه سرمایه گذاری نداره .

برچسب: نویسنده: پویا اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 12:43

صفحه بندی